ستیای نازنینمستیای نازنینم، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

چراغ خونه ی ما

بالاخره تکون خوردی...

1391/11/2 18:12
نویسنده : عاطفه
358 بازدید
اشتراک گذاری

از جمعه غروب که به همراه خاله ندا برگشتیم تهران  هی میخواستم بیام مطلب بنویسم اما مگه خاله ندا میذاشت!!!!!! از صبح تا غروب پای اینترنت هست و اهنگ دانلود میکنهسبزجونم برات بگه که غروبا هم باهم میریم گشت وگذار وبازار...ندا دنبال لباس عروس ومنم دنبال لباس مجلسیه خوشگل که شایسته خواهر عروس باشهاز خود راضیاخه اگه خدا بخواد عروسی خاله ندا 6 فروردینه وتا اون موقع فکر کنم زشت ترین وچاق ترین خواهرعروس در کل فامیل بشم چون علاوه بر چاقی از چیزی که بدم میومد داره سرم میاد و اون هم پفه..پف درناحیه بینی(ای خدااااااااا) گریهیعنی تا موقع عروسی یه بی ریختی بشم که خدا میدونهابرو

بگذریم...

این ده روزی که ساری بودیم کلی خوش گذشت.تازه برف هم اومد منم که عاشق برف..یعنی حال کردماااااااااهورامامان رویا هم یه سری وسایل خوشگل واست خریده بود که با دیدنشون کلی ذوق کردم مخصوصا بادیدن اون بالشت خرگوشی صورتیییییی ای جاااااانمماچ

واما ازهمه مهمتر اینکه بالاخره تو هفته 21 ساعت 11ونیم شب درحالیکه کنار مامان رویا جونم روتختش دراز کشیده بودم و تی وی میدیدم یهوووووو تکوناتو احساس کردم و وای که چقدر خوشحال شدم سریع پریدم و رفتم پیش بابایی و دایی پویا که تو حیاط بودن و گفتم بچه تکون خورررررد( چه بی حیااز خود راضی ) بابایی که کلی خوشحال شد ودایی پویا هم طبق معمول شروع کرد به مسخره بازی..                                                                                                              امروزم رفتم دکتر جواب سونو و ازمایشاتو نشون دادم وهمه چی خوب بود خلاصه که اینروزا حسابی شادو خوشحالم پنجشنبه صبح هم دایی پویا داره میاد اینجا وجمعمون جمع میشههورا

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

رومینا
2 بهمن 91 18:25
سلام مامانی خوبی ؟ نی نی دختری خوبه؟ خوشحال شدم وبلاگتو خوندم ایشالله با سلامتی نی نی تو بغل کنی و نگران جشن هم نباش مطمئن باش این دختر ناز به همه چیز می ارزه


سلام ممنون رومیناجون..مرسی که به وبلاگم سر زدی.اون که صد البتهههههههه
سحر مامان محمدطاها
2 بهمن 91 22:18
سلام عاطی جون ازدواج خواهرتو تبریک میگم عزیزم انشالا خوشبخت بشه پس بالاخره این وروجک تکون خورد اونم مبارک ازین به بعد بیشتر تکون میخوره مثل ماهی فداش بشم عروس گلم.


سلام عزیزم مرسی...اره بلاخره خودشو نشون داد
مامان کیان
3 بهمن 91 23:29
وای عاطی کلی خندیدم از دستت
پس اولین تکونشو خورد بالاخره
ای دوووووووونم دست مامان جونش هم درد نکنه


بالاخره ارههههههههه...خیلی لذت بخشه
خاله مینا
5 بهمن 91 21:38