ستیای نازنینمستیای نازنینم، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 27 روز سن داره

چراغ خونه ی ما

آتلیه

1393/2/9 15:45
نویسنده : عاطفه
537 بازدید
اشتراک گذاری

پریروز بالاخره قسمت شد و ستیا رو بردیم آتلیه....از ماههای اول میخواستم ببرم که نشد تاااااااااااااااا الان و در آستانه ی یکسالگی رفتیممژهاما بگم از این ستیا خانوم خوشمزه و خوش خنده ی من که تا قبل از شروع عکاسی هی میخندید و دست و رقص و......... ولی به محض شروع عکاسی دریغ از یه لبخندقهرهر کاری کردیم که بخنده فایده نداشت فقط گیر داده بود به وسایل دور و برش و همه چی رو میذاشت دهنشکلافهنگرانابرودیگه نمیدونم چی از آب در بیادچشمخداکنه که خوب شهخیال باطل

دیروز بعد از مدتها تصمیم گرفتم با ستی دو نفری بریم بیرون ... من کلا زیاد اهل بیرون رفتن تنهایی و بدون دنی نیستم ولی خب کار دانیال زیاده و وقت آزاد کم داره وقت آزادم داشته باشه سریع میریم شمال دیگه وقتی واسه پارک و اینا نمیمونه...خیلی دو دل بودم و خلاصه تصمیم کبری رو گرفتم و رفتیم وای که چقدرم عالی بود هوا خوب وستیا جونمم خوشحال و شاد ولییییییییییییی هنوز یک ساعتی نگذشته بود که ستیا در چشم برهم زدنی خودشو دولا کرد و دوچرخه اش (یا بقول برخی دوستاااااااان سه چرخه اش)کج شد و ستی و دوچرخه اش یه وری شدن وافتادننننننننننننن...دماغ و بالای لب بچه ام قرمز شد ومن الان که چندین ساعتی از ماجرا میگذره همچنان در افسردگی به سر میبرمغمناکو وقتی صورت ماهشو با اون زخمش میبینم شرمنده اش میشم الهی بمیرم واسه بچمخطا

ستیا در آتلیهبوسکبودی لپشم مربوط به جمعه هست که مهمون داشتم وستیا هم در حال شیرین کاری که لپش خورد به لبه ی میز عسلیغمناک

 

 

اینجا هم قبل از رفتن به بیرونخطا

 

 

اینجا هم بعد از  اووووووووف شدن دخترکمغمناک

 

 

عاشق این دستمال سرا هستم که دخملیا میذارنآرامبه ستیای منم میاداااااااابوس

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

خاله ندا
9 اردیبهشت 93 15:39
الهی من فداش بشم...چرا صورت زیباش خراشیده شده....ای بابا..خیلی ناراحت شدم.حالا فردا میاین ساری حسابی خاله جونمو بغل میگیرمو میبوسمش تا خوب شه
عاطفه
پاسخ
انشاا...خواهر جون
مامان رویا
9 اردیبهشت 93 15:40
الهیییییی بمیرم مامانی من دل نداشتم تو اینجوری بشی مامان جان
عاطفه
پاسخ
خدا نکنه مامانم
رومینا
9 اردیبهشت 93 18:18
الهییییییییییییییییییی نبینم اینجوری بشی خوشگل خانوم . پرنسس کوچولو تل سرش و دستما سرش خیلی نازهههههههههه گاهی اوقات هم بیرون رفتم فرزند و مادری میچسبه
عاطفه
پاسخ
واقعا هم میچسبه به شرطی که تهش ضد حال نخوری
محمدحسین
9 اردیبهشت 93 19:45
الهی فداش شم.....عزیزم صورت زیبات چرااینطورشده......خیلی ناراحت شدم...چراحواسه مامانش نبود....فدای نگاهای مظلومانش...منتظرتونیییییییییییییییییییییییییم شماااااااااااااااااااااااال
عاطفه
پاسخ
مامانش مواظبه ولی بچه هست و یه دنا شیطونیییییییییییییی
مامان مینا
9 اردیبهشت 93 22:52
ای خدا عزیز دلماتفاقه دیگه پیش میادنکنه مامانی پشیمون بشی دیگه با ستیا تنهایی نری بیرون. باباها که مشغول کار و تلاشناین فسقلیا نیاز دارن به بیرون رفتن منو کارنم روزی دوبار تنهایی میریم ددر خاله جونم چقدر نازی شما با اون دستمال سرعکسا آتلیه هم خوشگل میشه دخملمون همینجوریشم جیگره
عاطفه
پاسخ
مرسی مینا جون از دلگرمیتنه پشیمون نیستم فقط دیگه تنهایی با دوچرخه نمیبرمش بیرون
خاله مینا
11 اردیبهشت 93 10:37
ای جااااااااان الهییییی از بس این بچه رو نبردی بیرون اینجوری شد!!! اشکال نداره عاطی جون بچه تا زمین نخوره بزرگ نمیشه.واسشون لازمه خدا بگم چی کارت کنه کلی خندیدم از دستت دوستااااااااااان و سه چرخه
عاطفه
پاسخ
بلهههههه بایدم بخندییییآخه تا الان سرد بود حالا ایشالا از این به بعد
مامان امیرصدرا
11 اردیبهشت 93 15:22
سلام ناراحت شدم ولی باید زخمی بشه تا بزرگ بشه خوشحال میشم به من همسربزنید
عاطفه
پاسخ
حتما عزیزم
اعظم مامانه زهرا
11 اردیبهشت 93 15:54
اوخ عزیزم حتما کلی هم جواب بابایی رو دادی من بروزم
عاطفه
پاسخ
کلیییییییییییییی
زهره مامان بارسین
12 اردیبهشت 93 15:21
اخییییییییییییی الهی خاله لپت اوف شده ... عاطفه جون من می گم این دو تا با هم مسابقه دارن ...
عاطفه
پاسخ
آرهههههههههه والااااااااا
مامان امیرصدرا
13 اردیبهشت 93 5:46
سلام دوست عزیز ممنون از حضور گرم شما امیدوارم دوستان خوبی برای یکدیگر باشیم
عاطفه
پاسخ
انشاا...عزیزم
ناهيد
14 اردیبهشت 93 22:29
اي جااااانم بميرم برا أون لب و بيني قشنگت ولي از فديم به ما ميگفتن بازي اشكنك داره سر شكستنك داره عاطفه جون خودتو ناراحت نكن بچه است ديگه نمي توني كه محدودش كني پس نگران نياش در ضمن به دختر جوشكلم همه چيز مياد دستمال سر كه جاي خود داره
عاطفه
پاسخ
مرسی خاله جونآره واقعا ولی چیکار کنم دیگه دل مادر و هزارتاااااااااا نگرانی
فریده مامان آیهان کوچولو
18 اردیبهشت 93 12:42
بمیرم برا خوردی زمین الهی که بلا همیشه از دور باشه پرنسس خانوم.
عاطفه
پاسخ
خدا نکنه خاله جونانشاا... بلا از همه نی نی ها دور باشه و البته از آیهان طلا