اولین پیک نیک سه نفره
از وقتی هوا خوب شده خیلی دلم هوس پیک نیک کرده بود ولی به خاطر حجم کار دانیال نمیشد که بشه ولی دیشب که دنی خونه بود من هم فرصت رو مغتنم شمردم و سه تایی زدیم بیرون و این شد اولین گردش سه نفره ما
رفتیم شهر بازی که من عااااااااشقشم و پارسال هم با ستیا رفته بودیم ولی خب اونموقع خیلی کوچولو بود و زیاد چیزی متوجه نمیشد برعکس اینبار که با دوچرخه اش برای اولین بار بردیمش بیرون وکلی حال کرد اصلا ستیا و انقدررررررر بیرون آروووم؟؟؟؟؟؟
چند ساعت بیرون بودیم بعدم رفتیم بازار اصلا اذیت نکرد ودخملیم کلیییییی خانوم شده بود و خیلی دوچرخه شو دوست داشت

یه چیز جالبیم که از ستیا جونم دیدم قبلا که میرفتیم بیرون و نا آرومی میکرد چند تا اسباب بازی که نشونش میدادیم ساکت میشد و بعدشم دیگه یادش میرفت اینبار هم دانیال اسباب بازیارو به ستی خانوم نشون داد و وقتی از کنار مغازه رد شدیم یکدفعه ستیا چنان گریه ای راه انداخت که بیا و ببین
گفت کور خوندین فکر کردین من همون ستیای سابقم که دلمو آب کنین و هیچی نگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سریع برام بخرینش
اسباب بازی فروشه هم که مسرور از این عملکرد ستیا بود
ماهم یه عروسک واسش خریدیم
ولی این حالتش خیلی واسم جالب بود چون تا حالا اینکارو نکرده بود(حالا نه اینکه خیلی کار خوبی کردهههههههههه
)


اول که رفتیم خواب بودی و با اونهمه سر و صدا و موزیک هم بیدار نشدی

اینجا تازه بیدار شدی عشقم

کتلت خوری ستیا خانوم

چقدرم مودب نشسته عزیز دلممممممم

چه حالی میکرد با این دوچرخه

وقتی سوار اینم شد خیلی دوست داشت و ذوق کرد و این اولین وسیله بازی ستیا در شهر بازی هست


دوچرخه شو پارک کرده پیش گل هااااااااا

اینم عکسای همین الانه که با هم تو اتاقیم
این کتابشو خیلی دوست داره






اولین پیک نیک سه نفره
