ستیای نازنینمستیای نازنینم، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

چراغ خونه ی ما

اولین پیک نیک سه نفره

1393/2/2 23:33
نویسنده : عاطفه
497 بازدید
اشتراک گذاری

از وقتی هوا خوب شده خیلی دلم هوس پیک نیک کرده بود ولی به خاطر حجم کار دانیال نمیشد که بشه ولی دیشب که دنی خونه بود من هم فرصت رو مغتنم شمردم و سه تایی زدیم بیرون و این شد اولین گردش سه نفره ماهورارفتیم شهر بازی که من عااااااااشقشم و پارسال هم با ستیا رفته بودیم ولی خب اونموقع خیلی کوچولو بود و زیاد چیزی متوجه نمیشد برعکس اینبار که با دوچرخه اش برای اولین بار بردیمش بیرون وکلی حال کرد اصلا ستیا و انقدررررررر بیرون آروووم؟؟؟؟؟؟ تعجبچند ساعت بیرون بودیم بعدم رفتیم بازار اصلا اذیت نکرد ودخملیم کلیییییی خانوم شده بود و خیلی دوچرخه شو دوست داشتماچقلب

یه چیز جالبیم که از ستیا جونم دیدم قبلا که میرفتیم بیرون و نا آرومی میکرد چند تا اسباب بازی که نشونش میدادیم ساکت میشد و بعدشم دیگه یادش میرفت اینبار هم دانیال اسباب بازیارو به ستی خانوم نشون داد و وقتی از کنار مغازه رد شدیم یکدفعه ستیا چنان گریه ای راه انداخت که بیا و ببینتعجبگفت کور خوندین فکر کردین من همون ستیای سابقم که دلمو آب کنین و هیچی نگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سریع برام بخرینشابلهاسباب بازی فروشه هم که مسرور از این عملکرد ستیا بود از خود راضی ماهم یه عروسک واسش خریدیمچشملبخندولی این حالتش خیلی واسم جالب بود چون تا حالا اینکارو نکرده بود(حالا نه اینکه خیلی کار خوبی کردههههههههههمتفکرنیشخند)

 

اول که رفتیم خواب بودی و با اونهمه سر و صدا و موزیک هم بیدار نشدی

 

 

اینجا تازه بیدار شدی عشقمقلب

 

 

کتلت خوری ستیا خانوم

 

 

چقدرم مودب نشسته عزیز دلمممممممبغل

 

 

چه حالی میکرد با این دوچرخهقلب

 

 

وقتی سوار اینم شد خیلی دوست داشت و ذوق کرد و این اولین وسیله بازی ستیا در شهر بازی هستقلب

 

 

دوچرخه شو پارک کرده پیش گل هااااااااازبان

 

 

اینم عکسای همین الانه که با هم تو اتاقیمماچاین کتابشو خیلی دوست دارهقلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (13)

خاله ندا
3 اردیبهشت 93 0:05
انشالله همیشه به گشت عزیزم..واقعأ لذت بردم.معلومه که به ستیا جون ما حسابی خوش گذشته.چه خوب کردی عکسای الانشم گذاشتی..فداش بشم با اون لباسای خوشگلش
عاطفه
پاسخ
ممنون ندا جونمآره واقعا بهش خوش گذشته بود والبته به ما
محمدحسین
3 اردیبهشت 93 12:48
سلام....ان شاالله همیشه بهتون خوش بگذره....این جیگرطلای ما هم که خیلی خانوم شده خوش باشه.....این دفعه بایدیه پیک نیک دورهم باشیم.....
عاطفه
پاسخ
آخخخخخخخ گفتیییییییی
ناهيد
3 اردیبهشت 93 17:35
پس اخرش زدين ازخونه بيرون . ان شاالله هميشه به گردش و تفريح . چقدر هم ماشاالله تمكين شده ستيا خانم براش اسفند دود كن
عاطفه
پاسخ
آره دیگه هوا عالی بود و منم حسابی هوس پیک نیک کرده بودمممم
مامان طاها
4 اردیبهشت 93 1:22
آخخخخخخخخخخخخخخیییییجیگرم چه ماشین سواری میکنه.خوشگل خانم تفادص نکنی
مامان طاها
4 اردیبهشت 93 18:06
سلام خاله.دیدی پسرم داماد شد؟
فریده مامان آیهان کوچولو
5 اردیبهشت 93 12:46
چی فکر کردین.داره میگه بزرگ شدم همه چی رو متوجه میشم.بخورمش
عاطفه
پاسخ
بلهههههههههههههههههههههههه
خاله مینا
6 اردیبهشت 93 17:58
بگردمت خاله با اون گل سرات حالا چون اولین بار بوده انقدر ذوق زده شدی عاطی جون.یکم بزرگتر که بشی گریه میکنی از دستش چون هر چی میبینه میخواد ما که وقتی با کیان میریم بیرون تا از کنار اسباب بازی فروشی رد میشیم حواس کیانو به ی چیزی پرت میکنیم وگرنه بیچاره میشیم در ضمن اون سه چرخه است که واسه بچه خریدین نه دوچرخه
عاطفه
پاسخ
بلهههههههههه سه چرخههههههحالا یعنی میخوای بگی تو واسه کیان دوچرخه خریدی و ما سه چرخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الهه
7 اردیبهشت 93 18:31
سلام عزیزم عشقم قربونت برم خیلی دلم برات تنگ شده عسلم دوچرخه جدیدهم مبارکت باشه ب امید دیدار تاروزهای آینده
عاطفه
پاسخ
به امید دیدار
اعظم مامانه زهرا
7 اردیبهشت 93 19:52
عزیزم زهرای منم مثل کتاب تو رو داره خاله جون
عاطفه
پاسخ
عزیزم
خاله مینا
8 اردیبهشت 93 10:50
خخخخخخخخ
عاطفه
پاسخ
رومینا
8 اردیبهشت 93 15:46
همیشه به گردشها دوست خوبم . ستیا جونم ماشالله چه خانومی شده عسل خانوم
عاطفه
پاسخ
قربونت رومینا جون
اعظم مامانه زهرا
8 اردیبهشت 93 20:30
غذا که نمی خورن این بچه ها فقط هله هوله
عاطفه
پاسخ
سعی کن هله هوله ندی بهش عزیزم...من از خوراکیا فقط بیسکویت مادر به ستیا میدم
زهره مامان بارسین
12 اردیبهشت 93 15:19
گل سرش رو نگاه ... وایییییییییییییی که تو چقدر خوردنی هستی خاله قربونت خیلی عکسات خوشگله فندق خانوم