ستیای نازنینمستیای نازنینم، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

چراغ خونه ی ما

ماما

1392/11/13 1:17
نویسنده : عاطفه
675 بازدید
اشتراک گذاری

شنبه ی هفته پیش یعنی 5 بهمن ستیا خانومم تو 8 ماه وپنج روزگی گفت ماماهوراتو آشپزخونه بودم وقتی که گفت یهو گوشام تیز شد برگشتم نگاش کردم دیدم بلهههههه هی داره میگه ماما ماما ماما...از سر ذوق پریدم وبغلش کردم حسابیییییییی ماچ بارونش کردم...آخه خیلییییی لذت داشت و داره وقتی بچه ی آدم بهش بگه ماماخیال باطلخیال باطلالان دو روزم هست که هی میگه نه نه نه ماچدانیال دیروز بهش میگفت میای با بابا بریم دریا؟ ستیا میگفت نه ... میگفت میای بریم استخر؟ ستیا میگفت نه ماچمن ودنی هم همو نگاه میکردیم ومیخندیدیم از اینکه اینقدر هماهنگ در جواب دانیال میگفت نه نه نه خیلی باحال شده بود قربونش برم منننننننننماچماچامروز هم مامان جونم از ساری اومد پیشمون وخونمون رو پر از نور کرد...آخ که چه حالی میده مادر آدم بیاد خونشهورالبخندستیا خانومم هم کلی با مامان جونش جور شده وحسابی شیطونی میکنه .. مامان رویا هم که بعد از نزدیک یک ماهه ستیا رو دیده میگه خیلی تغییر کرده والبته بزرگتر شدهاز خود راضییه کار جدید دیگه که از وروجک خانومم دیدم اینه که میتونه واسه چند ثانیه بدون اینکه جایی رو بگیره وایسهبغلواسه شروع خوبه دیگههههههقلب

برنامه ی مورد علاقه ی ستیا علاوه بر تبلیغات دیدن برنامه ی قران و اذانهماچقربونه دختر مومنم که تا میبینی داره قران پخش میکنه یا زمان اذان مژه نمیزنیماچ

 

 

ستیا وقوچعلی سوارینیشخند

 

 

سلیقه اش نمیگیره پایین وایسهابله

 

 

درچه فکری عسل مامانمتفکر

 

 

پریروز دیدم داره با سبد لباسا که تازه شسته بودم بازی میکنه ...رفتم تو اتاق بر گشتم دیدم دست به ابتکار زده و سبد رو هل میده خودش هم توسط اون اومده تو اتاق تازه از این کارش خیلی هم خوشحال بود منم که خوشحال تر تر تر واین موقع هاست که بوس لازم میشههههههههماچ

 

 

لباسی که چند ماه پیش مامان رویا زحمت کشید والان اندازش شده...مرسی مامانمماچ

 

 

یه چیز جدید پیدا کردملبخند

 

 

این لباس رو عمه بهنازم زحمت کشید با تل واسه ستیا خانومم بافت...مرسی عمه جونماچ

 

 

اینارو هم مامان رویا زحمتشو کشید البته شلوارشم هست که هنوز کامل نشده...مرسی مامان رویاماچ

 

اینم مامان رویا واسه ستیا عسلی آورد وچندتا لباس دیگه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (16)

مامان ستایش
14 بهمن 92 16:09
ماشالله هزارماشالله به این عروسک حتما براش اسپنددودکن ایشالله زیرسایه مامان باباش صدوبیست ساله بشه
عاطفه
پاسخ
مرسی عزیزم وهمچنین ستایش جون
اعظم
14 بهمن 92 22:46
مبارکت باشه چه لباسا خوشملی عزیزم.
عاطفه
پاسخ
مرسی عزیزم
رومینا
16 بهمن 92 9:16
ماماما ما گفتن بهترین لحظه ی زندگی یه مادر هست . خدا رو شکر که میتونیم این لحظه های قشنگ رو حس کنیم جیگر شو ووووووووووووو قربون با این عکسهای خوشگلش پرنسس کوچولوووووووووووووووووووووووووووو
عاطفه
پاسخ
واقعا خداروشکرمرسی عزیزم
خاله مینا
16 بهمن 92 14:31
فدات بشم که انقدر شیطون شدی لباسای خوشگلت هم مبارکت باشه عسل خانوم
عاطفه
پاسخ
خدانکنه خاله جون
اعظم مامان زهرا
16 بهمن 92 23:44
___♥♥♥سلام دوســـت مـــــــن __♥♥_♥♥آپم _♥♥___♥♥آپم _♥♥___♥♥_________♥♥♥♥آپم _♥♥___♥♥_______♥♥___♥♥♥♥آپم _♥♥__♥♥_______♥___♥♥___♥♥آپم __♥♥__♥______♥__♥♥__♥♥♥__♥♥آپم ___♥♥__♥____♥__♥♥_____♥♥__♥آپم ____♥♥_♥♥__♥♥_♥♥________♥♥آپم ____♥♥___♥♥__♥♥آپم ___♥___________♥آپم __♥_____________♥آپم _♥_____♥___♥____♥آپم _♥___///___@__\\__♥آپم _♥___\\\______///__♥آپم ___♥______W____♥آپم _____♥♥_____♥♥آپم _______♥♥♥♥♥آپم
ناهید
17 بهمن 92 19:53
وای خدای من چه لحظه جادویی تبریک می گم عزیزم
عاطفه
پاسخ
mersi azizam
زهره مامان بارسین
18 بهمن 92 11:51
واییییییییییییییی خوش بحالت عاطفه جون که ستیا جونم مامان می گه . بارسین خان که تنبل تشریف داره ماشاا... خدا حفظش کنه این جیگر طلای خاله رو البته بارسین برا خودش یه چیزایی می گه مثل نننننننه و یا ببببه گاهی هم می می می که فکر می کنم همون مامانه . به شیر هم می گه گیگی گیگی . وقتی هم خوابش میاد می گه گا گا . . این فرشته کوچولو رو از طرف من خیلی ببوس . چشمتم روشن که مامانت اومده پیشت عزیزم
عاطفه
پاسخ
mersi zohre joonpas barsin joonamam migeeeeeeee khob oonam yani maman dggggg
مامان مینا
18 بهمن 92 16:07
قربون این دخمل شیرین و ناز و شیطون مامانی تبریک میگم گل دختر ماما ماما میگهمنم میخوااامممم چشمتون هم روشن مامان اومده
عاطفه
پاسخ
mamnoon azizamishala baraye shoma ham be zoooooooodiiiiiiiiiiiiiiiii
مامی پوریا
20 بهمن 92 18:53
قربونت برم شیرین زبون خالهانشالله پوریای منم زودتر بتونه حرف بزنه
عاطفه
پاسخ
ishalaaaaaaa
ناهید
24 بهمن 92 8:39
پس کجایی عاطفه جون ! ستیا خوبه ؟!
عاطفه
پاسخ
shomalaaaaaaaaaaam
ناهید
25 بهمن 92 9:42
خوش بگذره عزیزم
عاطفه
پاسخ
مرسی گلم
عسل
30 بهمن 92 12:38
جیگرشو!!!!!!!!!! خوش به حالت من هنوز هیچی نشده داره روش کار میکنم اول مامان بگه. چون شنیدم بچه ها اول بابا میگن.
عاطفه
پاسخ
عزیززززززززززززم بالاخره اومدیییییییییی؟نی نی چطورههه
عسل
30 بهمن 92 14:48
طه جونی خوبه.میخواستم پروژه تنظیم خوابو بخونم دوباره پیداش نکردم . پاک کردی جیگر؟
عاطفه
پاسخ
پروژه تنظیم خواب؟؟؟من نذاشته بودم
سحر
2 اسفند 92 1:27
عزیز دلم....... چه لحظه نابی!!!!!! حسابی منتظر اون لحظه ام .... تبریک میگم گلم..... راستی خوشکل فقط شمایی که سراغی از من و رادمهر می گیری و منتظر پستای جدیدی . ممنون.... شرمنده یه مدت کم کاری کردم ... اما الان آپ کردم. شاد میشم بیای ببینی.... ستیای ناز رو ببوس مامانش
عاطفه
پاسخ
مرسی عزیزم ایشالا به زودی رادمهر جونم میگه ماما ماما مامااونم که وظیفه هست عزیزمممممممم
رومینا
5 اسفند 92 11:39
عاطفه جون سلام ببخشید کمی دیر شد مشغول کارهای عیدم . نکته عروسک اینه که . اول چند تا ربان رنگی انتخاب بزار خود ستیا جون رنگهاشو انتخاب کنه برای چشم بعد بینی بعد لب همه اینها رنگهاش به انتخاب ستیا جون باشه و با کمک هم بچسبونید . این حرکت بهش قدر انتخاب میده و اعتماد به نفس پیدا میکنه بعد یکی از لباسهای خودش که سر همی هست رو بیار بعد چند تا روزنامه رو بده به خو ستیا تا پاره کنه بعد این برای قدرت تمرکز هست و بعد همه روزنامه ها رو گلوله کنه این برای قدرت دستش خوبه . و استین و پاها رو با منگنه بچسبون . و در اخر شعر چشم چشم دو ابرو رو براش بخون تا اعضای صورت رو بشناسه .
عاطفه
پاسخ
مرسی عزیزم خیلی لطف کردی خیلی جالب بود بعد این از چه سنی کاربرد داره؟
طراح نو
5 اسفند 92 22:45
-- تخفیف ویژه......به به چه نی نی خوشملی مامانی بابایی عید نزدیکه هاا قالب تکونی نمیخوای زود زود عکس نی نی خوشملتو بفرس برام تا برات یه قالب و یه تقویم خوشمل با تم و عکس خوشمل نی نی ناناست برات درس کنم بدو بیا منتظرم بهترین طراحی ها رو از ما برای وبلاگ نی نی خود از ما بخواهید یه سری بزن دست خالی نمیری با سفارش یک قالب ...تقویم رایگان..بالابر رایگان..صحفه وردی رایگان از ما هدیه بگیرید .همین الان اقدام کنید