ستیای نازنینمستیای نازنینم، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

چراغ خونه ی ما

جشن تولد یک سالگی

1393/3/10 18:56
نویسنده : عاطفه
1,196 بازدید
اشتراک گذاری

اول از همه شرمنده که پست تولد رو دیر میذارم چون دوهفته تهران نبودم و نشدآرام

21اردیبهشت راهی ساری شدیم تا تولد عسل خانوممون رو در ساری و خونه باباجونم برگزار کنیم...تولد دخملیم 31 بود اما چون چهار شنبه و وسط هفته میوفتاد به ناچار موکولش کردیم به جمعه و بالاخره روز موعود که اینهمه چشم به راهش بودم رسید و جشن تولد یکی یکدونمون هم برگزار شد و جای همه دوستان خالی خیلی هم خوب بود و خوش گذشت وبه این ترتیب عزیز درودونه ی ما هم یک ساله شدمتنظرمحبتخیلی چشم انتظار روز تولدش بودم روزی که ستیای من یک ساله بشه یه حس رویایی و فوق العاده بودمحبتخدارو هزاران بار شکر کردم و بازم میگم خدایا شکرتبوس

اما بگم از روز تولد که از شانس ما دقیقا روز تولد ستیای مامان تب کرد و تو تولدش بی حال بود اونم در حالیکه روزای قبلش کلی واسمون میرقصید و میگفتیم دیگه روز تولد غوغا به پا میکنه که نشددددددسبزنمیدونم چه سری بود که همون روز تب کرد همون شبم تبش قطع شدغمناکولی با اینحال دخملم کم نذاشت و مجلسشو گرم نگه داشتمحبت

یه چیزی که از ماهها قبل به فکرش بودم و خیلی دوست داشتم این بود که تو روز تولدش بتونه بدون اینکه زمین بخوره راه بره و اینکه با کفش بتونه راحت راه بره که خدارو شکر همینم شد و با اون لباس خوشملش که دنباله هم داشت راحت اینور اونور میرفت و اذیت نشدبوسبوسعزیز دلم تو روز تولدش حسابی دلبری کردبوس

پذیرایی تولد هم آبمیوه و شیرینی و میوه و پاپ کورن و کیک بود شام هم سالاد ماکارونی. الویه و فلافل بود که واقعا خوشمزه شده بودنخوشمزهدست مامان گلم درد نکنه که واقعا زحمت کشید محبتالبته اینم بگم ما یه تولد کوچولو دیگه هم در پیش داریم برای خانواده دانیال ...چون اونا نتونستن شمال بیانآرام

راستی خوشگل خانومم دیروز تو یک سال و نه روزگی اولین جملش رو گفت : آب بده بوسانقدرم ناز گفت که حد نداره بوسخاله ندا و دایی پویا هم تا تونستن از این لحظه با شکوه فیلم گرفتنزبان

              ستیای نازنینم با هیچ کلمه ای نمیتونم عمق عشقم به تو رو بنویسم...فقط بدون که زندگی با تو به ما فهموند که میشه هر روز و هر لحظه احساس خوشبختی کرد...

               تولدت مبارککککککککککمحبت

متاسفانه از شام و پذیرایی نمیتونم عکس بذارم چون عکس تکی نیستبدبو

 

عکس سر مجلسبوس

 

 

قربون اون قد وبالات عزیز دلمممممممممممبغل

 

 

اینم نمایی از پشت لباس عسل خانومم که همه عاشقش شده بودنمحبت

 

 

اینجا داشت میرقصید و دلبری میکردمحبت

 

 

اینم ستیا و بابا دانیالشمحبتیکی از ناراحتیام کیک تولد بود که من به صورت یک سفارش داده بودم و اونا یه کیک مستطیلی تحویلم دادن که روش یک نوشته بودغمناککلییییییی غصه خوردم ولی وقتی کیکو خوردم نظرم برگشت چون خیلی خوشمزه شده بودخوشمزه

 

 

اینجا هم داشت میرقصید وشاباش جمع میکردگیج

 

 

اینم عکس بچه ها با گلممحبت

 

 

اینم کادوها بودن که بقیه هم زحمت کشیدن پول دادن..600 تومن شد که  میخوایم باهاش براش طلا بخریمزیبا

 

 

دوتا خونه دخملم کادو گرفت یکیشو آوردم تهران یکیشو گذاشتم شمالآرام

 

 

اینم یکی از لباسایی که کادو گرفت...از وقتی رفتیم شمال اینجوری واسمون میخنده و خودشو لوس میکنهبوس

 

 

اینم کادوی مامان جون و باباجونم که عاشقششششششش شده...دستشون درد نکنهمحبتبغل

 

 

کادو خاله جون ندا و عمو میثم..دستتون درد نکنهمحبت

 

 

اینم از کادوی من وبابا دانیال محبتدلبر نازنینمون فرشته ی آسمونیه ما تولدت مبارکمحبت

 

 

 

پسندها (3)

نظرات (14)

مامان مینا
10 خرداد 93 21:44
ستیا جونم عزیزمممم تولدت مبارکایشالا تولد 120 سالگیتو جشن بگیرینازی چه لباس خوشگلییییی دست مامان و بابا هم درد نکنه همه چی عالی و زیبا
عاطفه
پاسخ
مرسی مینا جون لطف داری
فریده مامان آیهان کوچولو
11 خرداد 93 1:13
الهی قربونش بشم با اون لباس نازشبازم تولدت مبارک خانوم خوشگله کادوهاتم مبارکت باشه.
عاطفه
پاسخ
مرسی فریده جون
مامان طاها
11 خرداد 93 2:19
آی قربون قد و بالات عروس گلم.فدای آب بده ات.حسابی ترکوندیا مامانی.معلومه که خوش گذشت.یه چیزی که خیلی جالبه اینه که ستیا جون باهات همکاری کرد و بهانه نگرفت. بازم جیگرم تولدت مبارک.ایشالله هزار سال زنده و زیر سایه مامان و بابا باشی عزیزم.
عاطفه
پاسخ
خدانکنه خاله جونجای شما خالی خیلی خوش گذشتآره خدارو شکر با اینکه تب داشت بهونه نگرفت
مامان امیرصدرا
11 خرداد 93 16:28
سلام عزیزم تولدت مبارک انشاالله همیشه سلامت باشی واقعا تولد قشگی گرفتید من که ازدیدن عکس ها لذت بردم یک چیزی که از همه بیشتر خوشم اومد لباس ستیا جون بود وخودش واقعا قشنگ بود
عاطفه
پاسخ
مرسی عزیزم شما لطف داریدچشاتون قشنگ میبینه
رومینا
11 خرداد 93 17:20
ستیا جونم برات بهترین ها رو ارزو میکنم تولدت مبارک خوشگلم . قدمهات همیشه استوار باشن . موش نخوردت عزیز خاله لباست منو کشتههههههههههه اخهههههههههههه.
عاطفه
پاسخ
مرسی رومینا جونم
مامان اعظم
12 خرداد 93 9:44
به به چه تولد قشنگی...دست مامان و بابا هم درد نکنه... انشاالله عروسیت خاله جون
عاطفه
پاسخ
مرسی خاله جون
مامان طاها
15 خرداد 93 1:45
عاطفه
پاسخ
مامان مهرسنا
15 خرداد 93 18:33
سلام عسل خاله تودقیقاهمسن دخملک منی به منم یه سری بزن
عاطفه
پاسخ
چشم خاله
مامان امیرصدرا
15 خرداد 93 20:45
***** شاید کسی که روزی با تو خندیده است را از یاد ببری اما هرگز آنرا که با تو اشک ریخته است را فراموش نخواهی کرد ****
عاطفه
پاسخ
بسیار زیبا
خاله جون ندا
16 خرداد 93 16:17
انشاله خاله جونه مارو عروس کنی خوشگل عروس بششه..من فداش بشم .تولدش همه چی عالی بود,خوش گذشت
عاطفه
پاسخ
خدانکنه عزیزممممم
kimiya
17 خرداد 93 14:40
عاطفه جون انشاا... ستیا جونو توی مقاطع بالاتر ببینیم. تولدش عالی بود . سنگ تموم گذاشتین.
عاطفه
پاسخ
لطف داری عزیزم ایشالا که بهتون خوش گذشته باشه
مینا
17 خرداد 93 16:50
تولدت مبار عسل خانووووووووووووووووووووووم هزارتا بوس عاااااااااااااااشق پشت لباس تولدش شدمممممم
عاطفه
پاسخ
خودمم عاشقش شدمممممرسی عزیزم
زهره مامان بارسین
19 خرداد 93 10:50
تولدت مبارک عروسک خانوم الهی همیشه شاد و خوشبخت زیر سایه پدر و مادر باشی عروسک خانوم . عاطفه جون همه چی عالی بود دست همه کسایی که کادو دادن درد نکنه
عاطفه
پاسخ
مرسی عزیزم بالاخره اومدییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کجا بودی دختر
مامان پوریا
23 خرداد 93 12:01
تولدت مبارک عزیزم
عاطفه
پاسخ
مرسی خاله جون