روز دختر مبارک گل دخترم
اینروزا انقدر سرم شلوغه که نگو البته فکر نکنین کارخاصی میکنماااااا...کار من داشتن یه دخمل به شدت بغلیه که وقتی میخوای بذاریش زمین چنان جیغی میکشه که انگار رو زمین سیخ هست
الانم بایه دست دارمش و تکونش میدم وبا یه دست هم تایپ میکنم چون تو بغل بدون تکون رو هم زیاد تاب نمیارههههههه
خلاصه که تواین چند روزیکه ازشمال برگشتیم هرچی میخواستم بیامو بنویسمو عکسای جدیدشو بذارم نمیشد
درمورد کولیکش بگم که اون دارویی که گفته بودم واسمش کولیکیز بود رو از وقتی خورد خوابش تنظیم شد وبیقراریهاشم خیلی کمتر وهر روز خدارو شکر میکنم بابت این قضیه چون هم عسلکم زجر میکشید وهم ما
البته عکسای شمالو تو پست بعدی میذارم الان میخوام چندتا عکس جدید از عسلم که تو همین دوروزه انداختم اینجا بذارم.... البته بگم موهای ستیاجونم به شددددت داره میریزه وکچل شده
خداکنه زودتر موهاش دربیاد
راستی امروز روز تولد حضرت معصومه وروز دختر هست این روزو به همه ی دخترا و مامانای دختردار وبه ویژه به یکی یه دونه ی عزیز دوردونه ی خودم ستیا جان
تبریک میگم



جدیدا انقدر این ستیا خانوم ما انگشت میخوره که همش اب دهنش سرازیره وما مجبوریم همش واسش پیشبند ببندیم چون همه لباساش خیس میشه

اینم اقاشایان پسرعموی مهربون ستیاجون



روز دختر مبارک گل دخترم
