گردش آخر هفته + دختر کچل ما
این تعطیلات رو نتونستیم که بریم شمال ولی خونه هم ننشستیم
پنجشنبه صبح رفتیم جنگل سرخه حصار و ناهار رو اونجا بودیم هوا هم عالی خیلی خوش گذشت
جمعه صبح هم بعد از مدتها شاه عبدالعظیم طلبید و رفتیم زیارتشون
یادش بخیر اونوقتا که با دنی نامزد بودیم وبا قطار میرفتم تهران دنی که میومد دنبالم اول با هم میرفتیم اونجا زیارت ولی بعد از ازدواج دیگه نرفته بودیم که اینبار با ستیا خانوم قسمت شد که سه تایی بریم
واما بگم از یه ماجرای دیگه از این آخر هفته
مدتها بود که اطرافیان میگفتن موی ستیا رو کوتاه کنید چون هم پرپشت تر میشه هم ممکنه صاف بشه اخه خیلی فر فری شده بود خلاصه کلی مارو اغفال کردن از یه طرفی هم تو روایات داریم که موی بچه رو در یک سالگی کوتاه کنید و به اندازه وزنش طلا صدقه بدید ما هم با تکیه بر همین روایت و صد البته حرفای دیگه تصمیم گرفتیم که خانوم گلم رو کچل کنیم که اعتراف میکنم این یکی از سخترین تصمیمات زندگیم بود و واقعا ناراحت بودم
ولی خب گفتم تا دو ماه دیگه که شمال نمیرم مادر شوهر اینا هم که فعلا تهران نیستن پس بهترین موقعیته خلاصه که با ناراحتی تمام دیشب وقتی تنها بودم با ماشین اصلاح دانیال شروع کردم به کوتاه کردن موهاش
موهای ناز دخترم که واسه یادگاری نگه داشتم
خیلی هم بد کوتاه کردم که امروز دانیال درستش کرد و یه دست زد
اینم بگم که همیشه از اینکه مامانا موهای نی نی هاشون رو کچل میکردن بدم میومد ولی حالا خودممممممممم
البته اینم بگم که زیادم ناراضی نیستم چون در آخر خودمون تصمیم گرفتیم وحتی با دکتر هم مشورت کردیم 
پارک سرخه حصار




دیشب قبل از کچل شدن...چقدرم خوشحال بوده بچم

دقایقی پس از کچل شدن
جالبه که اصلا اذیت نکرد و من در کمال تعجب راحت موهاشو کوتاه کردم

موهای نازنین دخترم که 6 گرم وزنشون شد

اولین حضور ستیا جونم در حرم شاه عبدالعظیم





خریدای ستیا خانوم
اولین کتونی عسل خانوم


اینم همین الان و شیطونیای این خانوم کچل ما



اینم یه عکس از طوفان چندروز پیش تهران الانم داره باد شدیدی می وزههههه



گردش آخر هفته + دختر کچل ما 



